تبليغاتX
همستر کوچولوی من - یه خاطره براتون بگم ! ! !

قبل از گفتن خاطره یه توضیح کوچولو بدم هر جا این علامتو  توی پرانتز دیدین یعنی تو دلم گفتم . البته جسارت نباشه ها اما اعصاب برا آدم نمیذارن

یک روز ما در خانه نشسته بودیم که تلفن زنگ زد : ( از موسسه تیزهوشان مقیم آمریکا )

* الو
بفرمایید
* شما همستر میفروشید ؟
بله ( نه کفتر میفروشیم گاهی اوقات هم قاطر )
* ببخشید همستراتون چندن ؟
قبلا 7500 الان فروش فوق العاده هست ۶۵۰۰
* از کجا میتونیم بخریم ؟
من خودم دارم اما از جاهایی که مطمئن و تمیز هستن هم میتونید خریداری کنید ( از سوپر سر کوچه !!! خوبه به این بزرگی اینجا نوشتم فروش همستر  ) 
* اگه ما از اینا بخریم ایدز نمیگیریم ؟
نه چه ربطی داره ؟  ( نه تنها ایدز میگیرید بلکه هاری هم میگیرید   )
* آخه فامیلمون گفته اینا طاعون دارن
این حرفا چیه ؟ !!! پس من تا حالا باید مرده باشم ( معلومه فامیلشون خیلی با معلوماته چون اول طاعون میگیرن بعد ایدز   )
* ببخشید اینا چیکار میکنن یعنی به چه دردی میخورن ؟
اینا حیوون خونگی هستن برای سرگرمی (  هیچی اینارو قاب میکنن میذارن سر طاقچه  )
* ببخشید اینا گازم میگیرن ؟
بله اگه اذیتشون کنید گاز میگیرن ( گاز بوتان میگیرن , معلوم میشه به درد زمستون میخورن که برن تو صف گاز نه سر طاقچه )
* اگه گاز گرفتن چیکار کنیم ؟ هاری نمیگیریم ؟
نه ! کار خاصی احتیاج نیست مشکلی براتون ایجاد نمیشه مطمئن باشید ( هیچی شما هم گازش بگیرید بعد دوتایی باهم برید دکتر آمپول ضد هاری بزنید   )
.
.
.
.
فکنید آدم روزی صد بار این سوالارو جواب بده
گفتم این گفتگو رو اینجا بذارم شاید دوباره مشابه این موارد پیدا بشه زودتر جوابشونو بگیرن  قضاوتو میذارم به عهده ی خودتون ! ! ! البته حرفای تو پرانتزو به دل نگیرید بالاخره منم تو دلم یه چیزایی میگم دیگه

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 آذر1386ساعت 0:37  توسط بهار  | 

 
نيازمنديها و آگهي رايگان درجه1